ترانهترانه، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفس مامان و بابا

برطرف شدن نگرانی

1389/12/22 17:27
نویسنده : مامان
643 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل قشنگم

خیلی وقته برات ننوشتم آخه خیلی بی حوصله ام نزدیک عیده و هیچ کاری نکردم

یادته گفتم که مامان قراره بره یه سونوگرافی انجام بده شاید لازم باشه یه عملی انجام بدم و خیلی نگران بودم

۱۲ اسفند بود که رفتم سونوگرافی

منشی صدام کرد و گفت که آماده ای (یعنی مثانه پره) گفتم نه هنوز زوده

گفت باشه مشکلی نیست بیا اول خانم دکتر وضعیت جنین رو ببینه بعد برای اندازه گیری طول سرویکس باید مثانه پر باشه

خیلی نگران بودم چون تقریبا ۲ هفته کامل سرفه های خیلی شدید میکردم

نگرانت بودم که طوریت نشده باشه که خدارو شکر خانم دکتر گفت سالم و سلامته

الهی مامان فدات بشه انقدر تکون تکون میخوردی دلم ضعف میرفت برات

خانم دکتر گفت که اندازه سرویکس خیلی کوتاهه ولی بازم باید آب بخوری تا دقیق دیده بشه

رفتم از اتاق بیرون و بازم آب خوردم و راه رفتم یک ربع بعد صدام کردن و رفتم تو

راستی گفته بودم سی دی هم  حتما میخوام

دوباره خوابیدم و خانم دکتر تا نگاه کرد گفت همه چی خوبه و طول سرویکس هم عالیه

وای مامانی نمی دونی چقدر ذوق زده شده بودم اصلا باورم نمیشد

واقعا معجزه رو به چشمم دیدم

خانم دکتر میگفت چون مثانه خالی بوده خوب دیده نمیشده ولی الان همه چی عالیه

کلی هم تو برای مامان تکون خوردی و من قربون صدقت رفتم

گل قشنگم اون موقع قدت شده بود ۷.۵ سانت و حسابی تو سونو معلوم بودی

ایشالان یه روزی همه فیلمهایی که تو دل مامان بودی رو نشونت میدم

اومدم از مطب بیرون میخواستم برم خونه مامان شهناز که دیدم خونه خودم خیلی ریخت و پاشه اول برم خونه بهتره

سریع رفتم خونه و زنگ زدم به بابا و گفتم که خدارو شکر جرقه حالش خوبه و منم نیاز به عمل ندارم

کلی بابا خوشحال شد

یه کمی خونه رو تمیز کردم و رفتم خوابیدم و خونه مامان شهناز رفتن هم گذاشتم برای فردا که میشد جمعه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)